کلیه ی یادداشت های سایت، دارای مطالب مرتبط می باشند؛ كه آرشيو كاملی از لینك های خبری- تحلیلی ست.
پرینت

وقتی ارزش ها مصادره می شوند...

موضوع: سیاسی

نقش نيروهاي خودسر ، در جهت دهي سياسي كشور 
خليل همايي

وقتی حکومت ها دگرگون می شوند، معمولاً طی ماهها و حتی سال های اولیه ، گروه های خودجوش عملاً زمام امور را در دست می گیرند و آن گونه که خود تشخیص می دهند، به اِعمال قانون می پردازند. مثلاً در لیبی ، گروه های مسلحی که در سرنگونی رژیم قذافی نقش داشته اند، تا مدت ها با بهره گیری از فضای غیر رسمی و عدم تسلط نهادها و مراجع قانونی، خودسرانه تصمیم می گیرند و در نقش  قانون گذار، قاضی و مجری ظاهر می شوند. خواه به بهانه ی دفاع از  ارزش ها و انقلابشان ، یا تسویه حساب های شخصی در دوران هرج و مرج و یا محکم نمودن جای پای خود و قبیله شان در ساختار قدرت آینده...

عجیب ترین پدیده ای که امروز ما در کشورمان با آن مواجهیم، آن است که علیرغم گذشت سی و سه سال از پیروزی انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی، گروه هایی که از آن ها به عنوان لباس شخصی ، گروه فشار یا عناصر خودجوش نام برده می شود، به بهانه ی دفاع از ارزش ها، دست به اعمالی می زنند که با بسیاری از معیارهای عقلی، اخلاقی و قانونی سازگار نیست.


از منظر سیاسی، وقتی یک رژیم به دوران تثبیت و مرحله ی ثبات ساختاری رسیده باشد، مسئولیت تمام رفتارهایی که در آن اتفاق می افتد، با حکومت خواهد بود و لذا عقلاً، نیازی به استفاده از گروه های غیر رسمی جهت پیشبرد اهداف خاص حاکمیت نیست.
از منظر قانونی هم، وقتی مثلاً مجلس می تواند در خصوص کاهش سطح روابط با انگلیس تصمیم بگیرد و حتی دولت را موظف به فراخوان سفیر خود و یا اخراج سفیر انگلیس نماید،  چه گونه و با چه منطقی ، عده ای از در و دیوار سفارت خانه ای بالا می روند، درب و پنجره ها را می شکنند، ماشین ها را آتش  می زنند، اموال راغارت و تخریب می کنند و در کمال شگفتی ، پرچم یا حسین را هم بر سر دست  می گیرند و در آن جا به نماز می ایستند!!؟
شگفتا! گویی پرچم یاحسین هم توسط عده ای خاص مصادره شده، پنداری حتی  ولایت هم  مصادره شده است و مگر ما بالاتر از ارزشهایمان چه داریم که این چنین ساده به یغما می روند؟
 در نمایی دیگر، سردار حسین علایی،  رئیس اسبق ستاد مشترک سپاه پاسداران به مناسبت 19 دیماه در روزنامه ی اطلاعات مقاله ای می نویسد. پس از آن هم بیانیه  می دهد تا هر گونه سوء برداشت وشائبه ی احتمالی را بر طرف سازد. با این حال عده ای سیاه پوش به مقابل منزل وی می روند. شعار می دهند،  لعن و نفرین می کنند و بر در و دیوار خانه اش، اعلامیه می چسبانند و شخصیتش را ترور می کنند.


من به متن یادداشت مندرج در روزنامه اطلاعات کاری ندارم. به نیت نویسنده ی آن هم واقف نیستم. اما حرفم این است: مگر مملکت قانون ندارد؟ مگر حفاظت اطلاعات ندارد؟ مگر دادگاه و دادسرا ندارد؟
اگر سردار علایی متهم است، چرا رسماً احضار نمی شود؟ چرا علناً محاکمه نمی شود؟ ترور شخصیت افراد در کدام مبحث قانونی مجاز شمرده شده است؟
گروه خودجوش بعد از تجمع مقابل منزل فرمانده ی نیروی دریایی سپاه (در زمان جنگ) و شعار دادن و جار و جنجال و ایجاد رعب و وحشت برای خانواده ی وی ، به شعار نویسی روی درب و دیوار منزل پرداخته اند. از جمله ی شعارها این بود که «پول های مصلّا چه شد؟»
عملاً مفهوم این شعار آن است، سردار علایی که حدود 15 سال پیش، مسئولیت ساخت پروژه ی مصلای بزرگ تهران را بر عهده داشته، با اتهام مالی مواجه است!
اگر این گونه هست، اولاً باید به این سئوال پاسخ داده شود که کدام مرجع و محکمه ی صالحه ای و با کدام مستند قانونی او را متهم نموده است؟گویی حکایت اتهامات بی پایان، عوام فریب و غیر مستند، تمامی ندارد!
مگر می شود به صرف ادعا، آبروی کسی را برد؟


کدام آموزه ی دینی و اصولاً کدام دین آسمانی، چنین رویه ای را مجاز شمرده که به دیگران تهمت زده شود، حرمتشان شکسته و آبرویشان ریخته شود؟
آنها که عالم دین اند، از اسلام نقل می کنند که: «آبروی مؤمن، از حرمت کعبه بالاتر است» در این روایت که نمی توان تردید نمود، پس باید در صحّت عمل غوغاسالارانی که سالهاست با  دروغ و تهمت و تهدید، کارشان را پیش برده اند و به هر نحو ممکن ، رقبا را شکست داده به مطامع خود رسیده و در قبال آن باورهای دینی مردم و امنیت روانی جامعه را به سخره گرفته اند، شک کرد.
آن جوانکی که با یک اسپری رنگ هزار تومانی، آبروی پنجاه ساله ی سرداری را در یک دقیقه می برد، تحقیقاً ابزاری بیش نیست و آن قدر بینش سیاسی ندارد که با این کار، آبروی یک نظام را به بازی   می گیرد!
کسی نیست از این افراد بپرسد: خوب، وقتی می نویسی پول های مصلا چه شد؟ منِ نوعی، حق ندارم بپرسم چه شده که بعد این همه سال، به فکر پول های مصلا افتادید؟
اگر سردار علایی خطا کار بوده یا در معرض اتهام مالی قرار داشته، حتماً باید مقاله ای بنویسد تا    پرونده اش افشا شود؟
اگر چه می دانم ساحت مردان پاک  و سردارانی از این دست، مبرّای از اتهامات بچه گانه و پرونده  سازی هایی این چنین است.سردار علايي ، حجت مسلماني ماست ، ولی اگر فردا روزی، تحلیل گر فلان سایت و شبکه ی مخالف نظام، به استناد حرف شما مدعی شد : «وقتی مشخص نیست پول های مصلا چه شده، پس در  سایر پروژه های عمرانی هم، کارگزاران نظام و نهادهای دست اندرکار در معرض اتهام مالی هستند.»چه کسی را باید سرزنش کرد؟
البته تردید دارم بتوان جریانی را که این چنین با قوّت و بی محابا عمل می کند، از راهی که رفته و می رود، بازداشت.
تنها شاید بتوان امیدوار بود نسل جوان، بین مدافعان راستین ارزش های  نظام با مدعیان و میراث خوران انقلاب که به نام دفاع از ارزش ها، کمر به نابودی آنها بسته اند، تفاوت قائل شوند. حداقل ما در جنگ، کسانی را می شناختیم و با افرادی همراه بودیم که برای انسان حرمت قائل بودند. نه تنها مبادی اخلاق، که  اسطوره های اخلاق بودند و رفتار و کردارشان، با آن چه این سالها از سوی برخی حرمت شکنان در حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شاهدیم، از زمین تا آسمان تفاوت داشت.
یکی از دوستان نقل می کرد: با چند نفر از بچه ها رفته بودیم مسجد جامع برای نماز ، موقع برگشتن ، علی آقا (شهید علی ماهانی) جلوی در ورودی ایستاد بود و نیامد . یکی از نمازگزاران که بیرون آمد و   می خواست کفشش را بپوشد، علی آقا رفت جلویش و شروع کرد به معذرت خواهی.
 تنها به خاطر آن که موقع بیرون آمدن از مسجد، کفشش را لگد کرده بود!!
حال قضاوت با شما و تاریخ، تا مقایسه کنید تفاوت ها را ... و این زمان، چه می توان کرد، جز صبر و چه می توان گفت جز آن چه شهید مصطفی چمران گفت که: «عزیز جان، زمانه نابسامانه ....»

 

اخبار مرتبط

 

اضافه کردن نظر